تبلیغات
3 گل دختر بچه
3 دختر بابا
3 و کمی ویولون
3 شعرهای ساده دل
3 زبان مادری
3 کتاب
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
¯ خدا می آید
دوشنبه 1 مرداد 1386
خدا را ثابت کردم
نه به خاطر مجازات گنهکار و نه گوشمالی متمردین و مغضوبین
و نه نشان دادن راه درست
و نه به خاطر هوری ها و نه قلمان ها
و نه به خاطر جزای خوبان و صالحان و نه به خاطرعسل ،شیر و یا میوه
بلکه برای تکمیل احساسات باید خدا باشد
برای اتمام احساسات و پر شدن ظرفیت حس انسانیت باید معادی باشد.
همه از بلا تکلیفی احساسشان و لنگ در هوا ماندن فکرهای خوبشان رنج می برند .
هنگامی که همه برای تو کف می زنند و چه به حق و ناحق تو را ستایش می کنند و در پوست خود نمی گنجی.ولی گنجایشی باید باشد تو را.
هنگامی که پدر مادر را نگاه می کنی و در نی نی چشمانتان یک خلا فاصله است برای لمس کامل اشتیاق یکدیگر
هنگامی که عزیزی را دربستر بیماری می بینی و از ته دل آرزو می کنی که کاش می توانستی عذابش راکم کنی و و کاش جای او بودی و این حست همین طور وسط هوا و زمین رهایت می کند
هنگامی که هم رزمت را ، یاورت را دوستت را با تمام قدرت در آغوش می فشاری و باز هم حست را کال می یابی .
هنگامی که فرزندت را با تمام شوق و ولع می بوسی و باز هم سیراب نمی شوی .
هنگامی که بهترین و زیباترین فکرهایت را آرزو می کنی از ته دل آرزو می کنی ولی نمی شوی
برای اتمام تمام اینها جوابی باید باشد .
دنیایی دیگر
معادی دیگر
خدایی دیگر
لطیفی دیگر
نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 01:07 ق.ظ توسط : ساسام
ویرایش شده در سه شنبه 2 مرداد 1386 و ساعت 07:07 ق.ظ